مردى به سرعت و چهارنعل با اسبش مى تاخت
اينطور بنظرمى رسيد كه به جاى بسيار مهمى مى رفت
شخصی كنارجاده ايستاده بود فرياد زد كجامى روى؟
مرد اسب سوار جواب داد نمى دانم از اسبم بپرس!!!!
اين داستان زندگى خيلى از ماهاست
سوار بر عادتها و باورهای غلط مى تازیم بدون اينكه بدانیم
کجا می رویم!!!!
جام حکمت ...
ما را در سایت جام حکمت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11